مرتضى راوندى

227

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

طرف و طبقهء حاكمه و فئودالها از طرف ديگر ، در جريان بود . ازدياد روزافزون خراج ، به شدت اين تضاد كمك كرد . در اكثر موارد ، مبارزهء طبقاتى قيافهء ايدئولوژيك خود را به صورت برخوردهاى مذهبى بين دين رسمى و فرقه‌هاى ديگر نمايان مىكرد ؛ تحت لواى اين فرق ، طبقات محروم تظاهر مىكردند . چنين مبارزه‌اى مكرر در بخارا ، سيستان ، و چغانيان ظاهر شد . سامانيان براى جلوگيرى از جنبشهاى خلق و سركوبى فئودالها ، خويشاوندان و افراد نزديك دربارى را به حكومت نواحى مختلف گسيل داشتند و اين تدبير نيز نتيجهء مطلوب را به بار نياورد . در بعضى موارد ، سران ترك با استفاده از نارضايى فئودالها و مبارزهء طبقات ناراضى ، شخصا بر ضد حكومت مركزى قيام مىكردند . پس از مرگ اسمعيل سامانى در نقاط مختلف ، شورشهايى پديد آمد . در اوايل پادشاهى احمد بن اسماعيل ، عم او ، اسحق بن احمد سامانى در سمرقند قيامى برپا كرد كه پس از يك جنگ خونين پايان يافت . در 909 ه . احمد بن اسماعيل ناچار شد بر ضد حاكم رى ، كه طغيان كرده بود ، لشكركشى كند . پس از سركوبى قيام ناصر كبير علوى در طبرستان و سركوبى قيام حاكم سيستان ، بار ديگر در اثر افزايش مالياتها و عوارض ، قيام تازه‌اى صورت مىگيرد كه احمد بن اسماعيل ناچار لشكريان خود را تحت فرماندهى حسين بن على مروزى براى سركوبى قيام‌كنندگان گسيل مىدارد و آنان را مغلوب مىكند . احمد بن اسماعيل به عللى چند ، دشمنى گارد ترك را عليه خود برانگيخت و بالاخره يك شب در شكارگاه توسط غلامان خود كشته شد . پس از مرگ وى ، سلطنت به پسر هشت‌ساله‌اش به نام نصر دوم رسيد ( 301 تا 331 ه . ) . در اين موقع با موافقت درباريان ، ادارهء حكومت به دست وزير كاردانى به نام ابو عبد اللّه جيهانى واگذار مىشود . در دورهء زمامدارى جيهانى بار ديگر قيامهاى فئودالى آغاز مىشود كه اكثر آنها به همت و كاردانى حسين بن على مروزى خاموش گرديد . فعاليت فرقهء اسماعيليه از وقايع مهم اين ايام ، فعاليت و كوششى است كه دعات و مبلغين فرقهء اسماعيليه در رى ، خراسان و ماوراء النهر به طور مخفى و آشكار شروع كرده بودند و مردم را به تبعيت و پيروى از خلفاى فاطمى مصر مىخواندند . تبليغ‌كنندگان ، با استفاده از نارضايتى طبقات محروم ، در جلب تودهء مردم به دين جديد موفقيت بزرگى به دست آوردند . در همين ايام ، حسين بن على مروزى به جمع اسماعيليان مىپيوندند و با استفاده از عدم رضايت عمومى در سيستان علم مخالفت را بلند مىكند . در اندك‌زمانى ، دامنهء قيام او به هرات و نيشابور كشيده مىشود و كليه قشرهاى زحمتكش ، كه به نام قرامطه يا اسماعيليان متشكل شده بودند ، به نهضت او مىپيوندند . هدف اسماعيليان اين بود كه رژيم اشتراكى دهقانى روزگار قديم را تجديد كنند تا كليهء زحمتكشان ( به غير از غلامان ) از آزادى و مساوات نسبى برخوردار باشند . چنان كه بعدا به تفصيل خواهيم گفت ، اسماعيليه در نتيجهء تبليغ اصول مساوات بين كشاورزان موفق شدند دسته‌هاى عظيمى از آنان تشكيل دهند و در بحرين حكومتى به وجود آورند ، و دامنهء قدرت خود را تا قسمتى از بين النهرين گسترش دهند . دلايلى در دست است كه رودكى ، فردوسى و جمعى ديگر از